جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
414
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
ولى حقيقت آن است كه نيكى و خير كامل در آن چيزى نهفته است كه موجب اصلاح وضع مردم و آسايش آنان گردد . اگر از زندگى خود بهرهمند شوند ، البته كه صلح براى آنان نيكو است ، ولى اگر در بدبختى و محروميت باشند و حقوق آنان پايمال گردد ، بدون شك جنگ ، تا استقرار صلح واقعى ، راه نيكى است . صلحى كه بر يك سلسله اصول شريف و اصيل انسانى استوار گردد كه در آن كوچكترين مفهومى بر تسليم در قبال تجاوز و خضوع بر ستم ، وجود نداشته باشد . على بن ابيطالب اين حقيقت را آنچنان درك كرده بود كه در آن جاى شك و ترديد وجود نداشت . جنگى را كه على بن ابيطالب تقبيح مىكرد و از آن نفرت داشت ، جنگ ابوسفيان و ابولهب بر ضد محمد است ، نه جنگ محمد بر ضد آنان و جنگ جنگجويان ستمكار و تبهكار بر ضد مردم نيكوكار و هواداران حق بود ، نه جنگ اين گروه بر ضد آنان ! . . . على مىخواهد كه شما چنگيزخان و هلاكو و هيتلر نباشيد ! و همچنين مردم تحت ستم آنها نيز نباشيد و يا از صلح سخن بگوييد در صورتى كه شمشيرهاى آنان ، سرهاى مردم بىگناه را درو مىكند ! . و بدينترتيب ، گاهى مىشود كه جنگ در مذهب على يك ضرورت اجتنابناپذير مىگردد . اگر جنگ بهخاطر گرفتن داد ستمديده از ستمكار و يا پيروزى حق و بازستاندن مال غارت شده و عزت و شرافت از دست رفته و قصاص خون بناحق ريخته شده باشد ، در اين صورت يك ضرورت اجتماعى و انسانى خواهد بود ، ولى بهشرط آنكه قبل از جنگ ، در راه